طبق برنامهم قرآن میخوندم که به این آیه از سوره حجر رسیدم: قال رب فانظرنی الی یوم یبعثون. این آیه از قول شیطانه که از سجده در برابر آدم خودداری میکنه و بعد از لعنت شدن، از خدا تا روز قیامت مهلت میخواد. این آیه از آن جهت توجه من رو جلب کرد که مسیحیان مردن انسان رو یکی از تاوانهای گناه نافرمانی آدم و حوا میدونن؛معتقدن درد و رنج و مریضی و مرگ بعد از اولین نافرمانی انسان برای آدم و فرزندانش اومد. این اعتقاد کاملا با عدل الهی مغایرت داره که همه انسانها برای نافرمانی و بیتجربگی آدم، پدرشون مواخذه بشن! حرف شیطان در این سوره، قبل از داستان نافرمانی آدم در بهشته، یعنی از قبل روزی برای بعثت انسانها تعیین شده. پس وجود مرگ برای وارد شدن به عالم دیگهایه که خداوند برای انسان تعیین کرده لازمه نه برای گناه اول آدم!
میخوام این آیه رو برای همسایه مسیحیم بگم. هفته پیش اومده بود پیشم، در بین حرفهامون از حلال و حرام بودن گوشت نزد مسلمانان و یهودیان میگفتیم که من یکی از شرایط حلال بودن گوشت رو خارج شدن خون گفتم؛ این خانم هم گفت :در کتاب انجیل هم چنین دستوری هست اما وقتی مسیح همه گناه عالمیان رو با خودش برد!، ما انسانها آزاد شدیم که هر کاری بخوایم بکنیم. می دونی میخوام یک چیز بهت بگم- با تردید میگفت- همین روزهای کریسمس دوستم برام بلاد پودینگ اورد که این نوشیدنی خون حیوانه پخته شدهست با اضافاتی مثل ادویه و نمک و ... خیلی خوشمزهست. همسرم مرتب به من میگفت از کجا میدونی این خونه چه حیوانیه! شاید سگ یا میمون باشه که از مغازههای چینی اورده باشن! اما من گفتم تو کاریت نباشه، خون این حیوانات نیست!
گفتم: مگه نمیگی تو انجیل این شرط اومده، پس چرا خوردی؟
جواب داد: بعد از به صلیب کشیده شدن مسیح، من آزادم به اختیارم هر کار بخوام بکنم.
گفتم: ولی خالقت به خوب و بدت آگاهتره تا خودت! وقتی تو کتاب مقدس اومده، تو بهتره که رعایت کنی!
حرفهامون طولانی شد و از این ور به اون ور رفت و اون قصه آدم و حوا در بهشت رو گفت که چطور شیطان فریبشون داد: خدا در اون زمان در بهشت نبود!
گفتم: چطور نبود خدا همیشه همه جا هست!
گفت: نبود دیگه، فکر کن رفته بود دستشویی، این رو به عنوان مثال میگم؛ حالا حتما که نرفته بود دستشویی اما کاری داشت و از بهشت خارج شد و شیطان هم کار خودش رو کرد. مثلا تو به عنوان یک مادر در خونه هستی اما میری دستشویی و نمیبینی بچههات چه میکنن!
دیگه حالا بحث من هم باهاش فایده نداشت. من هم نمیخوام رابطهش با من قطع بشه. زن خوبیه، دوستش دارم. بارداره الان. همیشه به من سر میزنه و با هم حرف میزنیم که معمولا حرفهامون یکجوری به این نقاط حساس دینی میرسه!
خوشحالم که امروز این نکته از قران رو کشف کردم. خیلی خوشحال میشم وقتی سوال یا نکتهای خاص، هنگام خوندن قران به ذهنم میرسه. چون معمولا با دقت نمیخونم و فقط میخونم! امروز این نکته خیلی امیدوارم کرد که دینم چقدر کامله!
در ادامه این آیه از سوره حجر یک آیه دیگه هم اشک رو به چشمم اورد و واقعا ارزو می کنم من هم از اهل بهشت باشم: و نزعنا ما فی صدوروهم من غل اخوانا علی سرر متقابلین.
چقدر زیباست وقتی حسد و کینه و بدی از سینه انسان خارج میشه و نگاهها پاک پاک میشه!



